آلفاباکس


در مورد تحصن برجام

تحصن برجام از اول دانشجویی نبود. تجمعی که با بست نشستن یک طلبه و پیوستن جانبازی که از صحبت رهبری تکلیف خود را برداشت کرده بود کلید خورد. بعد از آن با گذشت زمان بر تعداد افراد افزوده می شد. اگر چه دانشجویان در کنار مردم عادی جزو بدنه ی تحصن بودند اما مدیریت کار با روحانیت و تعدادی از ایثارگران بود. هیچ گروه دانشجویی شرایط و توانایی ایجاد و مدیریت چنان تحصنی با آن گستردگی را نداشت. مسلما ظرفیت روحانیت و ایثارگران نقش اساسی در شکل گیری کار داشت.

پایان تحصن با پیام شفاهی رهبر انقلاب رقم خورد. پیام کوتاه بود "صدای شما به مسئولین رسید. ؟ . ادامه به مصلحت نیست"

اما این پیام در چه شرایطی داده شد؟ با نزدیک شدن به زمان تصمیم گیری در مجلس نیروی انتظامی ماموریت قطعی بر جمع کردن تحصن داشت. در مقابل تحصن کنندگان هم به صورت قطعی اعلام کرده بودند که با اختیار خود تحصن را پایان نخواهند داد. در چنین شرایطی می رفت که برخورد تلخی بین نیروی انتظامی که مامور به وظیفه بود با تحصن کنندگان از جمله روحانیت و ایثارگران پیش آید. تصور عمامه ای که بر زمین می افتد یا باتومی که بر عضو ناقص یک جانباز برخورد می کند برای هر کسی تلخ می آمد. در چنین شرایطی پیام شفاهی رهبر انقلاب گره گشا شد. آن فضای ملتهب پس از ساعاتی تبدیل به رضایت دو طرف شد. تجمع کنندگان از اینکه تکلیف خود را انجام داده اند و تکلیف دیگر از آنها ساقط شده است. نیروی انتظامی به خاطر آنکه خاتمه تجمع بدون درگیری رغم خورد. فقط پذیرش این موضوع برای عده ای از دانشجویان سخت بود. دانشجویان بدون توجه به فضای عمومی تحصن (که شرح آن رفت) به این می اندیشیدند که روش رهبری در برخورد با فعالیت های دانشجویی اینگونه نیست و امکان نادرست بودن نقل را می دادند. سوء استفاده از نظر رهبری فنی کهنه و نخ نما از طرف نیروهای امنیتی برای کنترل این گونه تجمعات بود. جنبه ی دیگر به این برمیگشت که با درک فضای عمومی تحصن (که شرح آن رفت) دانشجویان خودشان را مخاطب این پیام نمی دانستند. برخلاف روحانیت و ایثارگران برخورد با دانشجویان در تجمعات مختلف توسط نیروهای انتظامی اتفاق تازه و عجیبی نبود. این نوع برخوردها با شدت و ضعف در سال های اخیر به کرات پیش آمده بود. بنابراین درک علت صدور پیام، مخاطب پیام را مشخص می کرد. اما در هر صورت همان طور که اشاره شد دانشجویان امکان ادامه­ی کار را نداشتند.

بعض دلایل ممکن برای اشتباه بودن این تجمع:

ممکن است دلایلی برای اشتباه بودن این تجمع وجود داشته باشد. غیرقانونی بودن: مجوز قانونی باید توسط دولت صادر شود. چگونه می توان از دولت انتظار داشت برای چنین مساله ای مجوز صادر کند. آیا تا امروز برای تجمع جدی دانشجویی مجوزی صادر شده است؟ قانونی هست که می گوید درخواست تجمع باید 10 روز (؟) قبل از آن به وزارت کشور صادر شود. چنین قانونی دریافت مجوز را برای بسیاری از تجمعات غیرممکن می کند. مثل فرودگاه غزه، فرودگاه رئیس جمهور و ...

 مجلس خانه ملت است و نمایندگان وکیل ملت. چرا باید برای طرح مساله با وکیل خود مجوز بگیریم؟ آیا تجمعات روزانه جلوی مجلس اعم از کارگران با تعویق حقوق یا کسانی که به مشکلات مختلف برخورده اند و جای دیگری برای طرح ندارند نیاز به مجوز دارد؟ چه کسی می تواند کارگری که چندین ماه حقوق نگرفته را به علت نداشتن مجوز از تجمع جلوی مجلس منع کند؟

بند میم را چه کنیم؟ تعریف آقا از تجمع فرودگاه غزه را چه کنیم؟

اگر قانون مجوز وزارت کشور را براساس قانون بالاتر اصل 27 دارای مشکل بدانیم استدلال معترضین 88 را چه کنیم؟

در هر صورت یک پاسخ منطقی می تواند این باشد که هر کسی بتواند بدون مجوز تجمع کند به شرطی که در صورت به وجود آمدن هر مساله ای حاضر به پرداخت هزینه آن باشد. در این شرایط اگر شیشه ای شکسته شد و در مقابل باتومی سرت را شکست دیگر طلبکاری معنی ندارد. اگر به پایگاه بسیج حمله شد و گلوله ای قلبت را شکافت هم نمی توانی مدعی باشی چرا که قبول کردی هزینه اش را بپردازی.

منطق کافی پشت کار نبود : حداقل در مورد اکثر دانشجویان فعالی که پیوستند نمی توان به راحتی این را گفت. جلسات متعدد، فعالیتهای روشنگرانه از نمازجمعه تا دانشگاه ها، همایش های متعدد دلواپسیم و غیره که آخرها هم دیگر سالنی نمی دادند و ... اما در مورد دیگران ممکن است اینگونه باشد.


منبع این نوشته : منبع
تحصن ,تجمع ,مجوز ,دانشجویان ,پیام ,صادر ,نیروی انتظامی ,برای اشتباه ,عمومی تحصن ,اشتباه بودن ,جلوی مجلس